تبليغاتX
نیواک
 
جان جهان دوش کجا بوده ای
نی غلطم در دل ما بوده ای
آه که من دوش چه سان بوده ام
آه که تو دوش که را بوده ای
رشک برم کاش قبا بودمی
چون که در آغوش قبا بوده ای
زهره ندارم که بگویم ترا
بی من بیچاره کجا بوده ای
آینه ای رنگ تو عکس کسی است
تو ز همه رنگ جدا بوده ای
رنگ رخ خوب تو آخر گواه ست
در حرم لطف خدا بوده ای
رنگ تو داری که ز رنگ جهان
پاکی و همرنگ بقا بوده ای
آیینه ای رنگ تو عکس کسی است
تو ز همه رنگ جدا بوده ای

همراه با تابستان که می گذرد

همراه با قاصدکی که با باد می رود

همراه با بادها که خبر از تغییر فصل می دهند

در گذشت

با باد رفت

فصل دیگری را آغاز کرد

و بر آستان جانان گام نهاد

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 15:5  توسط کاوه  | 

سلام

مدتها نبودیم و پوزش اگر که در مراجعتتون به نیواک به مطالب جدیدی بر نمی خوردید.

چند روز پیش داشتم اثر فاخر خون پاش و نغمه ریز رو می شنیدم که پیش از این معمولا به چند تراک اول این آلبوم گوش فرا می دادم به طوری که بعد از شنیدن مقام "بهاره دختر عمو" اینقدر شاد شدم و از خود بی خود که این قطعه رو برای هرکسی که دیدم پخش کردم. البته خودتون قضاوت کنید که در محل کارم با اقبالی مواجه نشد.

بعد از ظهر در منزل این قطعه رو برای پدر و مادرم پخش کردم که با وجود رفتار همکاران این بار کمتر از این کار تعریف کردم ولی انگار که والدین ام این اثر رو شنیده بودند. البته نه با دوتار استاد عزیز ، حسین سمندری، بلکه در عروسی های قدیم این قطعه رو می خوندند و با اون به رقص و پایکوبی می پرداختند.

ریتم "بهاره دختر عمو"یی که در مازندران خوانده می شد کمی تندتر از این اجراست

دانلود:قطعه ی بهاره دختر عمو با صدای استاد ایراهیم شریف زاده و دوتار خونین استاد حسین سمندری



پیوست از وبلاگ دوتاری :


عروسي مي كني شويت مبارك

بهاره دخترعمو!

حنا بر دست و بر مويت مبارك

بهاره دخترعمو!

مرا از كوي خود راندي به خواري

بهاره دخترعمو!

رقيبم بر سر كويت مبارك

بهاره دخترعمو!

 

بهاره دخترعمو!  لاله زاره !

بهار موون و تو شبهاي تاره!


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 17:20  توسط کاوه  | 

 
به مناسبت بیستمین سالگرد آغاز به کار گروه موسیقی شواش ، فرهنگخانه ی مازندران ، دست به کار زیبا و ارزشمندی زد که در ادامه به شرحی از آنچه در این همایش اتفاق افتاد می پردازم...
 
 
گروه شواش به سرپرستی استاد احمد محسن پور قادیکلایی در سال ۱۳۶۷ خورشیدی تاسیس گردید. و اکنون که ۲۰ سال از آغاز به کار آن می گذرد ، بانیان آن تصمیم گرفتند تا با جشنی ، هم پیمانشان را با مازندرانی ها تازه کنند و هم با توجه جو خفقان آور در مازندران ، به بهانه ی بزرگداشت ، مردم مازندران را به شنیدن موسیقی های دلنشینی دعوت کنند.
 
این همایش در سه شب و در پنج نوبت برگزار شد که بلیت این برنامه با عنوان برگه ی ورود به مبلغ ۵۰۰۰۰ ریال خرید و فروش می شد. و چهارمین همایش فرهنگخانه مازندران در سالن اجتماعات جمعیت هلال احمر شهر ساری برگزار گردید.
 
چهارشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ - ساعت ۱۸:۱۵
 
     آغاز برنامه با پیام فرهنگخانه شروع شد و سپس پیام دبیر همایش ( استاد علی اکبر شکارچی ) قرائت شد.
     سپس گروه شواش به سرپرستی استاد محسن پور ، نوازنده ی روشندل کمانچه ی مازندران به روی سن آمده و قطعات و مقام هایی را با نامهای : پیش نوازی ، امیری ، بَوِّم کی و کی ، کتولی ، لیلا خانم ، خال دار ، نازنین جان ، سوتِ کَرَم ، نِقره سری ، وطِن و بینجِ سِما اجرا کردند.
پس از تنفسی کوتاه شاعران مازنی به خوانش شعر پرداخته و سپس غزلی از حافظ خوانده شد.
و در آخر ، مجلس آرایی موسیقی قاجار توسط گروه شمشال به سرپرستی حسین حمیدی اجرا شد.
 
پنج شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ساعت ۱۸:۱۵
 
    گروه نوازی در دستگاه نوا با اجرای گروه وَرَشانبه سرپرستی و آهنگسازی مرادعلی عالمی به شرح زیر اجرا گردید:
 ضربی نوا - تصنیف دل دل ( سروده ی میر عبدالله سیار ) - آوازی بر شعر سعدی - تصنیف نهضت ( سروده ی میر عبدالله سیار ) - آوازی برگرفته از مقام امیری - تصنیف تا شِه دلِ مِن ( برگرفته از تصنیفی قدیمی ) - چهارمضراب.
و پس از تنفس مجلس آرایی موسیقی قاجار توسط گروه شمشال اجرا گردید.
 
پنج شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ساعت ۲۰:۳۰
 
    مقام ها و قطعاتی در وسیقی مازندران توسط گروه شواش با عناوین زیر اجرا گردید:
کتولی - کَهَرِ اسب - للـه وا - بخون چپّون - نوروز خونّی - بِهارانه - لاره و بینج سِما
پس از تنفس بار دیگر مجلس آرایی موسیقی قاجار اجرا گردید.
 
جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۸۷ - ساعت ۱۵:۰۰
 
     گروه مهر به سرپرستی رمضانعلی بیطرف از استان سمنان به اجرای قطعاتی به همراه گروه در دستگاه سه گاه پرداخت: درآمد - زنگ شتر ( استاد صبا ) - تصنیف از دل ما بی خبری - زابل - حصار - مخالف - تصنیف مخالف - مثنوی سه گاه - تصنیف ( صبحدم ز مشرق ) - رنگ بهارمست.
آواز : منصور برهانی
سه تار : رمضاعلی بیطرف
سنتور : حمیدرضا برزویی
تنبک : رضا ریاضی رودکی
در پایان اجرای گروه ، لوح یادبودی از طرف فرهنگخانه توسط دبیر همایش ( استاد شکارچی ) به گروه اهدا شد.
 
سپس گروه چاوش مازندران به سرپرستی و نوازندگی تار نبی احمدی ، و خوانندگی مرتضی غزنوی و نوازندگی تنبک حسین مرشدپور به اجرای ردیف آوازی استاد دوامی در دستگاه ماهور پرداختند.
سپس گروه وَرَشان به گروه نوازی پرداخت : ضربی دشتی - تصنیف شور آزادی - چهارمضراب.
آواز : علی کلانتری
تار : علی نیکزاد
کمانچه : سینا دانش
تنبک : سیاوش دانش
نی : مسعود نقیبی
بربط : حامد ایمانی
تار : احسان شریعتی
سرپرست گروه و نوازنده ی سنتور : مرادعلی عالمی
 
و در آخر مجلس آرایی موسیقی قاجار مجددا اجرا شد.
 
جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۸۷ - ساعت ۱۸:۱۵
 
     ابتدا پیام فرهنگخانه و سپس پیام دبیر همایش توط استاد شکارچی قرائت شد.
سپس کیوس گوران اوریمی شاعر خوب مازندران به خوانش شعر پرداخت.
در ادامه استاد پرویز شهریاری به ایراد سخنانی در زمینه ی مثلثات پرداختند.
سپس گروه شمشال به سرپرستی حسین حمیدی که در این سه روز زحمات زیادی را متقبل شده بودند و برنامه های زیادی اجرا کرده بودند به اجرای برنامه پرداختند که با برنامه های پیشین تفاوت داشت . قطعاتی چون :
ساقی ساقی ساقی بده رطل گران
عقرب زلف کجت با قمر قرینه ( کیه کیه در می زنه من دلم میلرزه )
از نوک مژگان میزنی تیرم چند
 
بعد از اجرای گروه شمشال از کتاب در جستجوی نغمه های گمشده و آلبوم موسیقی لالایی ( لالایی مادران مازندرانی ) رونمایی شد.
 
پس از تنفس و پس از خوانش شعر توسط آقایان اسدالله عمادی و آقای محمود جوادیان کوتنایی ، استاد سعید فرجپوری بعد از سخنانی و کسب اجازه از محضر استاد شکارچی به تکنوازی کمانچه پرداختند و به همراهی تنبک آقای مجید طریقی قطعاتی نواختند همچون لیلا خانم و لیلی جانا من ته بلاره.و در پایان تصنیف وطن که پیش از این با همکاری گروه دستان و صدای همایون شجریان منتشر شده بود را با صدای خودشان ( استاد فرجپوری ) اجرا کردند.
 
 در آخر برنامه هم گروه شواش به اجرای برنامه پرداختند و میهمانان را به خدا سپردند.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 13:34  توسط کاوه  | 

گروه موسيقي كامكارها به سرپرستي «هوشنگ كامكار» اوايل اسفند در آمريكا و كانادا كنسرت مي‌دهند.


هوشنگ كامكار سرپرست و آهنگساز گروه گفت: در اين كنسرت كه اوايل اسفند در 7 شهر آمريكايي و 3 شهر كانادايي برگزار مي‌شود چند قطعه جديد و قديمي را به همراه قطعات كردي اجرا خواهيم كرد.
وي ادامه داد: به دليل اين كه حدود 12 سال است در آمريكا كنسرتي نداشته‌ايم يكسري قطعات خوب را براي اين كنسرت انتخاب خواهيم كرد.

برنامه اجرا ها به اين ترتيب خواهد بود:

 تورنتو ، پنجشنبه 19 فوريه

مونتريال ، جمعه 20 فوريه

ونكور ، يكشنبه 22 فوريه

 سياتل ، جمعه 27 فوريه

 سان فرانسيسكو ، شنبه 28 فوريه

لوس انجلس ، يكشنبه 1 مارچ

سن ديگو ، چهارشنبه 4 مارچ

شيكاگو ، جمعه 6 مارچ

واشنگتن ، شنبه 7 مارج

نيويورك ، يكشنبه 8 مارچ 


http://www.kamkars. net/news/ view/?id= 0000000025
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 7:26  توسط کاوه  | 

 
 
آوازی خوانده ام
برای شیر ـ آهن ـ کوه ـ مرد دف
به یاد دو سال پیش می افتم که خود را مرد ۵۸ ساله خطاب می کرد
و اکنون که در ۶۰ سالگی ست تقدیم به او می کنم
می دانم که شاید به هیچ انگاشته شود
این احساس یک هیچ است برای یک دنیا "حس و معرفت و عاطفه"
 
برای دانلود بر روی عکس و یا متن شعر کلیک نمایید:
 
 
شعر : ساقی
عکس : کاوه بازرگان
به امید سلامتی اش
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 16:46  توسط کاوه  | 

كامكار گفت:همايون شجريان بايد فكر نوتري داشته باشد و با احتياط بيشتري كار انجام دهد چون فقط نبايد از نام پدرش استفاده كند بلكه بايد خودش هم چيزي براي گفتن داشته باشد.
بيژن كامكار خواننده و نوازنده دف در گفت‌و گو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: همايون شجريان فرد مستعدي براي اين كار است و مي‌تواند جاي پدرش را بگيرد. او سالها زحمت كشيده و بايد روزي بدون پدرش كنسرت مي‌داد.
وي ادامه داد:او بايد فكر نو تري داشته باشد و با احتياط بيشتري كار انجام دهد چون فقط نبايد از نام پدرش استفاده كند. بلكه بايد خودش هم چيزي براي گفتن داشته باشد.البته منظورم اين نيست كه يك كار عجيب و غريب انجام دهد ولي به هر حال بايد آگاهانه تر كار انجام دهد.
اين نوازنده دف با بيان اينكه ما نبايد تكرار سبك ديگران باشيم،اظهار داشت:به عقيده من تكرار دست دوم مي‌شود ولي بايد بتوان از آنها بهره گرفت .اين مسئله در موسيقي سنتي نيز وجود دارد چرا كه ما موسيقي‌هاي دوره قاجار را نمي‌نوازيم بلكه با برداشتي كه از آن نوع موسيقي سنتي داريم بايد كار خودمان را پياده كنيم.
وي ادامه داد:ما در اين قرن و زمان زندگي مي‌كنيم بايد حرفمان،حرف اين دوره باشد. به نظرم همايون هم بايد تجربه پدرش را بگيرد ولي خودش نيز بايد چيزهاي ديگري ارائه دهد.
بيژن كامكار در خاتمه با اشاره به اجراي گروه دستان خاطر نشان كرد:دستان يك گروه حرفه‌اي و خوب است كه به نظر من نيز اجرايي خوبي به همراه همايون شجريان داشتند.

 

 
بیژن کامکار عزیز هم اکنون به خاطر عمل جراحی اخیر در بیمارستان به سر می برند. ایشان چند روز پیش به خاطر توموری که در معده شان بود در بیمارستان بستری شدند و عمل جراحی خوب و موفقیت آمیزی بر روی ایشان انجام شد. برای سلامتی این بزرگمرد موسیقی و به قول دوستی عزیز برای شکیباییشان دعا کنید.
لينك خبر:
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 9:45  توسط کاوه  | 


گروه موسیقی کامکارها در یکی از شب های جشن یک هفته ای خانه موسیقی به اجرای برنامه می پردازد.

به گزارش سایت خانه موسیقی، گروه موسیقی کامکارها ضمن توافق با خانه موسیقی در جشن یک هفته ای خانه موسیقی به مناسبت نهمین سالگرد تاسیس این نهاد به اجرای برنامه می پردازند.

این کنسرت ها که به مدت یک هفته و با هدف استقلال مالی خانه موسیقی برای تامین هزینه های جاری و همچنین خرید ملک خانه انجام می شود.

 سرپرست گروه موسیقی کامکارها در این باره گفت: کامکارها از نخستین کسانی بودند که برای کمک به خرید این خانه اعلام آمادگی کردند. در این کنسرت قطعات جدیدی را هم در نظر داریم که اجرا می کنیم.

همچنین گروه کامکارها در تدارک است تا در پایان پائیز و یا اوایل زمستان کنسرت بزرگی نیز در تهران برگزار کند.

محمدرضا شجریان، ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی و حسین علیزاده از دیگر هنرمندانی هستند كه برای اجرای برنامه هایی در این هفته اعلام آمادگی کرده اند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 0:44  توسط کاوه  | 

 
خیلی وقت بود که به روز نکرده بودیم.
گفتم که با آوازی از بیژن کامکار برگردم تا دیر خدمت رسیدنم را به زیبایی و پاکی نوایش ببخشایید.
 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 6:7  توسط کاوه  | 

آلبوم موسیقی " تارا" آخرین اثرگروه موسیقی کامکارها است که به زودی در اربیل عراق منتشر می شود.

هوشنگ کامکار سرپرست و مدیر هنری گروه کامکارها با اعلام این خبر در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت : مجموع قطعات کردی که سال گذشته در تالار بزرگ کشور اجرا کردیم به درخواست برخی از کردهای مقیم عراق پس از انجام مراحل فنی آن در ترکیه و اربیل منتشر و توزیع می شود.

وی در خصوص علت منتشر نشدن این آلبوم در ایران گفت : حدود یک سال پیش این آلبوم و برخی دیگر از کارهای این گروه را پس از انجام مراحل فنی وبرای دریافت مجوز به وزارت ارشاد دادیم ولی متاسفانه با گذشت یک سال از این ماجرا هنوز هیچ خبری از مجوز و انتشار آلبوم نیست در صورتی که مجموع قطعات ارائه شده به وزارت ارشاد همان کارهایی است که در کنسرت شنیدیم و من دلیل تاخیر صدورمجوزرا نمی دانم .

این آهنگساز در ادامه به برخی از قطعات آلبوم "تارا" اشاره کرد و گفت : "تاراگول"،"هی مه رو مه رو"(باز نرو)،"هوای سیامال" (هوای سیاه چادرها) "منالینه" (کودکان) بر اساس آواز حیرانی و مطرب ئاهنگی(مطرب آهنگی)،"شیلره" از قطعات فولکلوریک کردستان است که در این آلبوم موجود ا ست .

کامکار در پایان افزود : هرچند که گروه به دلیل این مشکلات تصمیم گرفته تا اثررا برای احترام به مخاطب وبا این شرایط منتشر کند اما به هرحال امیدوارم هر چه زودتر مجوز این آلبوم در ایران صادر شود تا شنونده های داخل هم از این آلبوم بهره مند شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 0:7  توسط کاوه  | 

 
کنسرت شورانگیز که با همکاری گروه عارف به سرپرستی حسین علیزاده و با خوانندگی بیژن کامکار و شهرام ناظری اجرا شد. کاست اين کنسرت تماما با خوانندگي شهرام ناظري به بازار آمد.
و چون تازگي ها بعد از مدتها دوباره اين فيلم را ديدم ٬ تصميم گرفتم که قسمتي از فيلم اين کنسرت را در نيواک آپلود کنم.
 
برخی از اعضای گروه
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:41  توسط کاوه  | 

 
دیشب داشتم تقویم هایم را مرتب می کردم.
به لطف پدربزرگ عزیزم از سال ۱۳۱۹ تا به حال را با چند جای خالی برای چند سال به دست آوردم.
سال ۱۳۸۶ هم به تارخ پیوست و در جعبه ی تقویم ها جزئی از مجموعه ی من شد.
آری
امسال هم با تمامی نیک و بدش گذشت
شادی بر دل ماند و غم در گل
هرچند که غم یاران رفته بر دل سنگینی می کند
ولی باید زندگان را دریافت
و مردگان را نیز از یاد نبرد
"چرا که مردگان این سال
عاشق ترین زندگان بودند"
نخستین دیدار نوروزی همیشه برایم خاطره ای خوش داشت.
همیشه حس اینکه زودتر به دیدار مادربزرگم بروم.
و چون پدر بزرگ در ده زندگی می کند ٬ با او تماس بگیرم.
اما امسال فقط همان تماس تلفنی مانده تا فردای عید.
تا به زیارتش برویم.
چرا که امسال ٬ مادربزرگ عزیزم ٬ به کوه رفته. ییلاق شالینگچال .
او به خود رسید . به کوه .
امید که بنیان آهنینی که در خانواده نهاد ٬ استوار بماند تا روحش از ما خوشنود باشد.
 
پوزش از اینکه یک ماهی نبودیم و مهرتان را سپاس نگفتیم.
هر روزتان نوروز
نوروزتان پیروز
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 7:29  توسط کاوه  | 

 
 
برف نو ٬ برف نو ٬ سلام ٬ سلام
بنشین ٬ خوش نشسته ای بر بام
پاکی آوردی  ـ ای امید سپید ـ
همه آلوده گی ست این ایام
خام سوزیم ٬ الغرض ٬ بدرود!
تو فرود آی ٬ برف تازه ٬ سلام
احمد شاملو - ۱۳۳۸ - از کتاب باغ آینه
 
بالاخره در بابل هم برفی آمد و نشست . هر سال شاید نم نمکی می زد ٬ ولی به خاطر همراهی با باران شهر را سپید پوش نمی کرد. امید که دلخوش به سپیدی برف نباشیم و سپید اندیشیدن را از برف بیاموزیم.
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 7:23  توسط کاوه 

از دوستان عزیزی که بعد از کنسرت کامکارها در پی گزارش تصویری کنسرت بودند ٬ پوزش می خواهم . چرا که بعد از آن زمان سایت نیواک و هاست آن بسته شد و من شرمنده ی شما. گر چه کمی دیر شده ٬ شما به بزرگی خود ببخشید.
کامکارها آمدند
کامکارها آمدند آماده شدن و کوک کردن سازها آماده شدن و کوک کردن سازها
پایان بخش فارسی و تشویق همه رفتند ولی ... اردوان ماند و تک نوازی اش را تقدیم به پشنگ کرد هوشنگ کامکار مدیر گروه
داود گنجه ای ( نوازنده ی کمانچه ) نجمه تجدد حسینی ( خواننده ، همسر بیژن کامکار ) این بار خود را برای کنسرت با گروه شمس آماده می کرد و در این کنسرت به عنوان همخوان حضور نداشت احمدرضا احمدی ( شاعر ) در بین دو قسمت همراه همسر و فرزندش سالن را ترک نکرد سعید فرجپوری ( نوازنده ی کمانچه و عضو گروه آوا ) از دونوازی کمانچه خرسند بود
در چهره دردی داشت ولی باز هم بیژن بود
و وقتی دف را به دست گرفت در مردم شوری به پا شد
اردشیر کامکار و فرزندش تارا
اردشیر کامکار و فرزندش تارا
اردشیر کامکار و فرزندش تارا سهراب کامکار ( فرزند بیژن کامکار ) در آخر کنسرت مشغول جمع کردن سازهای پدر داود گنجه ای و مصطفی کمال پورتراب و هنگامه اخوان
 
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 18:21  توسط کاوه  | 

 
آذرماه براي تقويم ديواري ما مدتهاست که آمده ...حالا تنها وقتيست که بر زمان درست اشارت دارد
 
نمی دانم ٬
نمی دانم چگونه بگویم
نمی دانم بگویم که دف تو را بزرگ کرد
یا که تو دف را
این را می دانم که با دف بزرگ شدی
از زبان خواهرت خوانده بودم که دف را بر فراز کوه تمرین می کردی
نمی دانم
شاید همین است که صدای دف تو با بقیه متفاوت است.
به قول دوستی : "دف بیژن کامکار صدای کوه می دهد."
قلب پاک و بی آلایش ات دیگر هیچ گاه آزرده ی گزند مباد.
امید که هر سال در این روز روز تولدت را تبریک بگوییم و از برکت حضورت بر خود ببالیم.
 
دوستان
دوست عزیزم ٬ مدتها قبل این مصاحبه و با سلطان دف ٬ بیژن کامکار٬ انجام داده بودند و پس از آن ٬ متن مصاحبه را در اختیار من قرار دادند تا در نیواک به اطلاع دوستان برسد. بعد از طراحی سایت نیواک ٬ قسمت اول این مصاحبه در سایت منتشر شد که متاسفانه به دلیل از دست دادن سایت٬ هم قسمت اول پاک شد و هم مدتی این مثنوی تاخیر شد. الان بعد از مدتها٬ قسمت اول و دوم مصاحبه را برای شما دوستان در وبلاگ می نویسم. امید وارم که گفتگوی خالصانه و پاک و صمیمی ایشان به دل شما هم بنشیند. و امید که قسمتهای بعدی آن هم هر چه زودتر به دست من و شما برسد.
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 17:30  توسط کاوه  | 

 
سلام دوستان
دوست عزیزم ٬ مدتها قبل این مصاحبه و با سلطان دف ٬ بیژن کامکار٬ انجام داده بودند و پس از آن ٬ متن مصاحبه را در اختیار من قرار دادند تا در نیواک به اطلاع دوستان برسد. بعد از طراحی سایت نیواک ٬ قسمت اول این مصاحبه در سایت نیواک منتشر شد که متاسفانه به دلیل از دست دادن سایت هم قسمت اول پاک شد و هم مدتی این مثنوی تاخیر شد. الان بعد از مدتها٬ قسمت اول و دوم مصاحبه را برای شما دوستان در وبلاگ می نویسم. امید وارم که گفتگوی خالصانه و پاک و صمیمی ایشان به دل شما هم بنشیند.
 

   استاد كامكار لطفاً درباره پيشينه تاريخي دف و قدمت آن برايمان بگوئيد. اگر چه مي­دانيم كه دف به كردستان تعلق دارد ولي كمي عميق­تر برويم.

   استاد كامكار : خوب نه تنها من، خيلي­ها رفتند درباره سابقه دف تحقيقاتي بکنند و اطلاعاتي بدست بياورند ولي به نتايج زيادي نرسيدند. براي اينكه ما متأسفانه نه تنها براي دف بلكه براي موسيقيمان تاريخ مكتوبي نداريم. شما تاريخ موسيقي ايران را نگاه كنيد، از دوره باستان (دوران نكيسا و باربد و رامتين و بامشاد و ...) يكدفعه تاريخ كور مي­شود تا مي­رسد به عبدالقادر مراغه­اي و فارابي و ابن­سينا و .... و دوباره كور مي­شود و هيچ نشان دقيق و مستندي نداريم (به جز نشانه­هاي خيلي كوچك) تا مي­رسد به دوره قاجار (ميرزا حسينقلي و  درويش­خان و ...) يعني بدون اغراق مي­توانيم تاريخ موسيقي را درصدصفحه خلاصه كنيم. دف هم در تاريخ موسيقي ما، در خانقاههاي دراويش قادري حضور داشته. الآن كه دف شكوفا شده و به هر حال در همه جا تأثير گذار بوده هر كسي آنرا به خودش نسبت مي­دهد! ولي من در عمرم شاهد بوده­ام كه اين ساز به جز خانقاههاي دراويش قادري در هيچ جاي ديگري نواخته نمي­شد. البته حضور دف در خانقاههاي دراويش به اين معني نيست كه دف را به دراويش قادري نسبت دهيم و بگوئيم كه مثلاً اين دراويش قادري بودند كه دف را اختراع كردند!

 

قسمت دوم مصاحبه با بیژن کامکار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 17:23  توسط کاوه  | 

 
سلام دوستان
دوست عزیزم ٬ مدتها قبل این مصاحبه و با سلطان دف ٬ بیژن کامکار٬ انجام داده بودند و پس از آن ٬ متن مصاحبه را در اختیار من قرار دادند تا در نیواک به اطلاع دوستان برسد. بعد از طراحی سایت نیواک ٬ قسمت اول این مصاحبه در سایت نیواک منتشر شد که متاسفانه به دلیل از دست دادن سایت هم قسمت اول پاک شد و هم مدتی این مثنوی تاخیر شد. الان بعد از مدتها٬ قسمت اول و دوم مصاحبه را برای شما دوستان در وبلاگ می نویسم. امید وارم که گفتگوی خالصانه و پاک و صمیمی ایشان به دل شما هم بنشیند.
 
      آقاي كامكار، شما هميشه شعاري داريد كه در كلاسهايتان مرتب بر آن تأكيد مي­كنيد: «حس و معرفت و عاطفه». از كجا به اين شعار رسيديد؟

   استاد كامكار :­ مي­دانيد، آدمهايي كه زياد حرف مي­زنند بالاخره تكيه كلام پيدا مي­كنند! اين تكيه كلام به نظر من لازمه هنر است. وقتي كه مي­گوئيم هنر بيان احساسات و عواطف پاك بشري است، اين سه عبارت تمام اينها را دربرمي­گيرد. اين دستمايه ما است. مرحوم ناصر فرهنگ­فر مي­گفت: «ما فروشنده حس و عاطفه­ايم» مطاعي كه ما مي­فروشيم كالا نيست، جنس نيست، حس و معرفت و عاطفه است. من شايد اگر دكتر بودم به جاي اين حرف مي­گفتم و «دل و جگر و قلوه!!» يا اگر مهندس بودم مي­گفتم «آجر و سيمان و گچ» ولي چون كار هنري مي­كنم و اين سه عبارت دستمايه كار من است تبديل به تكيه كلام من شده.

 

قسمت اول مصاحبه با بیژن کامکار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 17:23  توسط کاوه  | 

 
"منظومه سمفونیک مولانا " از تازه ترین ساخته های هوشنگ کامکار توسط ارکسترسمفونیک تهران به رهبری ارسلان کامکار و آواز علیرضا قربانی در روزهای 5 و 6 دی ماه در بیست و سومین جشنواره موسیقی فجر اجرا می شود.
 
هوشنگ کامکار آهنگساز با اعلام این خبر در توضیح انگیزه نوشتن این اثر در گفتگو با خبرنگارمهر گفت :  من در سال مولانا برخود واجب دیدم که کاری شایسته و درخور برروی اشعارمولانا بنویسم به همین دلیل بود که نوشتن منظومه مولوی را برای ارکستر سمفونیک آغاز کردم و حدود دوماه گذشته نوشتن این قطعه را به مناسبت بزرگداشت مولانا بدون اینکه سفارش نهاد و یا سازمانی باشد به پایان رساندم. 
 
وی در ادامه افزود: همانگونه که اعلام شده این اثربه علاوه چند قطعه دیگرقرار است در ایام جشنواره اجرا شود؛ در بخش نخست کنسرتو کمانچه و ارکستر از ساخته های اردشیر و ارسلان کامکار است و همچنین "سوئیت سمفونیک افسانه سرزمین پدری" دومین قطعه از بخش نخست است که هم برای ارکسترسمفونیک و هم سازهای ایرانی طراحی شده است.
 
کامکارخاطرنشان کرد : قسمت دوم منظومه سمفونیک مولوی با آوازعلیرضا قربانی است که این اثرهم برای ارکسترسمفونیک نوشته شده است.
 
سرپرست گروه موسیقی کامکارها در ادامه به شیوه اجرای منظومه مولانا اشاره کرد و گفت : از ویژگی های مهم این منظومه استفاده از اشعاری است که تا به حال در موسیقی ایران از آنها استفاده نشده؛ در واقع این اشعار منتخب سازمان یافته ای از تمام شاه بیت های مولانا است و سعی کردم این اشعار را با حالات گوناگون ولی درعین وحدت و انسجام محتوایی،مفهوم عرفان و عشق را در ملودی ها و موتیف های کوچک سازی ارائه کنم.
 
وی درادامه افزود : این قطعه فرمی چرخشی و ادواری دارد که با استفاده از بازگشت ملودی ها در تم ها و تونالیته های مختلف می چرخد و این حالت چرخشی و سماع در طول کار حفظ شده است؛ از مدت های پیش به ساخت این قطعه فکر می کردم و با مشورتی که با بسیاری از مولانا شناسان داشتم دست به ترکیب این اشعار زدم.
 
کامکار درباره انگیزه نگارش این قطعه گفت : همانطور که می دانید امسال سال مولانا نام گذاری شد وگروه ها و افراد بسیاری به نام مولانا و با استفاده از اشعار این شاعر نامی ایرانی هر نوع موسیقی را با یک سه تار و یا دف به خورد تماشاگر دادند و یا به عناوین مختلف خودشان را در سطوح بین المللی مطرح کردند که به نظرمن هیچ یک از این آثار بیانگر عظمت روح مولانا نبود و این درحالی است که اولین کسی که دربعد از انقلاب اشعار مولانا را به کار گرفت من با قطعه "کجایید ای شهیدان خدایی" بودم ولی متاسفانه در حال حاضرشاهد هستیم که انواع و اقسام سوء استفاده ها از نام این شاعر می شود .
 

این موسیقیدان در ادامه به چگونگی رهبری این آثاراشاره کرد و گفت : سبک موسیقی که در این قطعه به کارگرفتم تلفیقی از سازهای موسیقی ایرانی و موسیقی کلاسیک است که من اسم این نوع کار موسیقی ملی گذاشتم و از انواع موسیقی سنتی،فولکوریک و تمام جنبه های فرهنگ موسیقایی ایران زمین استفاده کردم و در عین حال این نوع موسیقی را با تکنیک و دانش روز موسیقی در سطح بین الملل همراه کرده ام در واقع مهمترین مسئله حفظ زیبایی موسیقایی در روح موسیقی ایران بوده است ضمن اینکه ارکستر سمفونیک در تمرین های خود به خوبی این قطعات را اجرا کرده و از همه مهم ترارسلان به عنوان رهبر ارکستر قطعات را به خوبی می شناسد و مشکلی در اجرا وجود ندارد.

گفتگو از خبرگزاری مهر

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 23:35  توسط کاوه  | 

 
...
مدتی است که حس می کنم در زندگی شهری حل شدم.
من که در ذهنم٬ از ده و ییلاق مان٬ تصویر زیادی نمانده.
بجز صدای سم اسب ها و الاغهایی که تک و توک از بین صدای پرت و پرت تیلرهای در رفت و آمد برای حمل بار و مسافر٬ به گوش می رسید٬ چیز زیادی در خاطرم نمانده.
جز صدای کرکره های دکان "کچه* فروشی" حسن که از کم روغنی٬ هرصبح مرا با جیغ خود از خواب بیدار می کرد.
بجز آن روز بارانی و عروسی و افتادن در "کیله*"ی پر از گل و لای.
بجز خاطره ی دریافت عیدی ویژه از پدربزرگ٬ به خاطر اینکه بزرگترین پسرِ بزرگترین پسرش بودم.
بجز کتک زدن پسری که مرا به خاطر اینکه اسمم "کاوه" بود دست می انداخت. که می گفت:چرا اسم تو حمزه یا میثم نیست.
ولی الآن حس می کنم٬ آن خاطره ها رنگ باخته.
کاش پدر هم مثل پدربزرگ٬ عموها و دایی ساکن ده می شد.
کاش "حسن"٬ کچه فروشی اش را نمی بست.
کاش هیچ وقت "گلیا*" معنی "گلوگاه" نمی داد.
کاش کسی "سجرو*" را به "سجادرود" نسبت نمی داد.
کاش استانداری٬ ده ما را شهر نمی نامید.
کاش هنوز هم می شد سبیل گرو گذاشت و ضمانت کسی را کرد.
کاش حافظه ی تاریخی ما٬ قدرت بیشتری داشت.
کاش سیاست٬ سیاهی خود را٬ در زندگی ها نمی آورد.
کاش ریش مردم٬ ریشه داشت.
کاش همه با هم مهربان بودند.
کاش ...
کاش .....
کاش .......
 

توضیحات:
 
کچه: قاشق چوبی
کیله: گودال و یا نهر آب
گلیا: اسم روستای ما که چون بین کوه و دشت واقع است٬ آنرا به این نام به معنی گلوگاه نامیدند.
سجرو: اسم رودخانه ی روستای ما که به علت گل آلود بودن در وقت طغیان به آن "سرج رود" [سرج = قره قروت] می گفتند. متشرعان دیار ما٬ نام این رودخانه را سجادرود گذاشتند.
البته سجرو نام کتاب و منظومه شعری از پدر عزیزم هم هست که به نوعی گپ و دردو دلی است با این رود.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 22:14  توسط کاوه  | 

 

"ای گل باغ عشق

ای تو مهتاب عشق

دل را صدا کن

همچو اشک سحر

در افق های تر

غوغا به پا کن

نگه چون مه ات از جام می به

دو سه پیمانه زان ساغر به من ده

ای گلِ باران

 تازه بهاران

مهر تو بر جان

شد دل خسته ام از فروزان

ای تو مهتاب عشق ای گل باران"

سلامی به بیژن کامکار که همچون گل باران بر ما می بارد تا طراوت را و شادابی را برایمان به ارمغان آرد. امید که قلب اش همانند قبل بتپد و ما را چون قبل مغلوب قلب خود کند.

تقدیم به بیژن کامکار

ای جان من ٬ جانان من ٬ سلطان سلطانان من

تو خود دلی ٬ آری ٬ دلی ٬ درد دلت بر جان من

دستان تو در آسمان ٬ خورشید در دستت نهان

دستان من بر آسمان ٬ درد دو دستت آن من

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 22:33  توسط کاوه  | 

 
خبرگزاری مهر: ( در حین عمل )
بیژن کامکار نوازنده رباب و دف امروز تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت.
این عضو پیشکسوت گروه کامکارها به علت گرفتگی عروق کرونر قلب توسط دکتر جاویدی تحت عمل باز قفسه سینه قرارگرفته است.
داود گنجه ای با اشاره به این که هنوز عمل جراحی به پایان نرسیده است گفت : خانه موسیقی و معاونت هنری ارشاد پیگیر وضعیت سلامتی آقای کامکار هستند و ما همه امیدواریم این عمل جراحی با موفقیت به پایان برسد و بیژن کامکار فعالیت هنری اش را مجددا آغاز کند.
بیژن کامکار در سال ۱۳۲۸ در سنندج به دنیا آمد . مقدمات موسیقی را نزد پدر آموخت .در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد .وی از بنیانگذاران گروه شیدا، عارف و از اعضای اصلی گروه کامکارها بوده ودر نواختن رباب، دف ، تنبک ، قیچک و تار بسیار تواناست.
بیژن کامکار علاوه برنوازندگی در بسیاری از کنسرت ها و آلبوم های موسیقی به خوانندگی پرداخته و اثر ارزشمند "کجایید ای شهیدان خدایی"(با آهنگسازی هوشنگ کامکار) با صدای اوضبط و تولید شده است.
 
البته سلطان بیژن کامکار , عملشان تمام شده و یک شب در ICU بستری بودند و هم اکنون در بخش به سر می برند.
امید که سلامت باشند و باز هم بر دفتر موسیقی ایران خاطرات خوشی را رقم بزنند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 21:37  توسط کاوه  |