

روابط عمومي دفتر امور موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، از صادر شدن مجوز كنسرت "كامكارها" در تالار وزارت كشور خبر داد.
محسن شريفي مدير روابط عمومي دفتر امور موسيقي روز سهشنبه گفت: كنسرت گروه "كامكارها" به مديريت مهدي لاهوتي و سرپرستي هوشنگ كامكار و خوانندگي بيژن كامكار وعدنان كريم صادر شده است و اين گروه 18 تا 20 آبان در سالن وزارت كشور به اجراي برنامه ميپردازند.
اين كنسرت توسط موسسه فرهنگي هنري نهاله رودكي برگزار ميشود. گروه "كامكارها" پيش از اين قرار بود تابستان در فضاي باز كاخ اين نياوران به اجراي برنامه بپردازند كه اين مسئله منتفي شد.
منبع : ایسنا
دوستان عزیزم سلام
"امروز" کلمه ی مهمیه...همین" امروز"ی که امروز هزاربار تکرارش کردیم.هربار که پست تازه ای رو میذاریم به این که امروز میخواهیم این اهنگ رو گوش کنیم یا به این موضوع فکر کنیم، فکر میکنیم.برای دوستانی که با آنها در نت دنیای دوست داشتنی و کوچکی داریم.
تا از" امروز" دور نشدیم شعر کوتاه زیبایی از آنتوان دوسنت اگزوپری رو براتون مینویسم که دوباره باهم بخونیمش:
ای سپیده دم
ای خورشید
یاریم کن
که امروز را بسازم
امروز فقط امروز
برای ساختن دنیا
کافیست....
واما "امروز"
آهنگ شالی جان یکی از زیباترین ترانه های محلیه که من به شخصه شنیدم. یک ترانه ی مازندرانی که جناب "رامین انتظامی" تنظیمش کردند و خانم زنگنه به زیبایی هرچه تمامتر از عهده ی اجراش بر اومدن.
این ترانه آنقدر لطیف و زیباست که دلم نمیخواد با حرفهای کلیشه شده لذت شنیدنش رو از یاد ببریم.

در ضمن آقا کاوه و نگار عزیزم لطف کردند زحمت کشیدند و شعر زیبای این آهنگ رو ترجمه کردند که در ادامه میتونید بخونید...
شالی جان را دکف آفتاب در انه
شالی جان راه بیافت آفتاب داره در میاد
تا سرتورا دست بکشد نورش را میپراکند
روی درخت نارنج مینویسم
بهار انه
بهار میاد
مه یار انه
یارم میاد
شو به سر انه
شب به سر میاد
جنگل آ دشت کوه ا دریا
جنگل و دشت ، کوه و دریا
خوندنه آوازها مه یار جا
آوازها از یار من میخوانند...
دوری میرنه ، شو پر گیرنه
دوری میمیرد، شب پر میگیرد
مه یار دره انه.. با سرخ روجا



.jpg)

سلام به همگی
آهنگ "اشک پدر" یکی دیگر از تصانیف قدیمی محمد رضا شجریان است که با وجود اینکه باز هم شرمنده ام که متاسفانه از نام اهنگسازش اطلاع ندارم، اما دلم نمی آید که آنرا با هم نشنویم!
بنابراین دل را به دریا زدم و پست امروز را همانطور که به دوستان قول داده بودم به این تصنیف اختصاص دادم. امیدوارم دوستان عزیزم باز به کمک بیایند و اگر اطلاعی از نام اهنگساز این اثر دارند به من هم بگویند.البته یواشکی میتوانم حدس و گمانهایی بزنم شاید ..شاید کار آقای فخرالدینی باشد ...امیدوارم به اشتراک گذاشتن این تصانیف و شنیدن مجدد آنها راهگشای کشف این اهنگسازان باشد.

امروز تصنیفی با صدای خانم سیمین غانم با هم بشنویم. از نام اهنگساز این اثر اطلاع دقیقی ندارم ...راستش به اهنگهای جناب استاد حسن یوسف زمانی میآید.

دله که م ده ر بينه ، بروانه پيدا ( دلم را در بياور و نگاه کن )
بيجگه نه جوانيت ، هيچ نيه تيدا ( به غير از جمالت درون آن هيچ نيست )
ريم به رده با بروم ، سه رعي و ديوانه ي توم ( مدهوش و ديوانه ي توام رهايم کن )
سي جار به و مانگه ي ، خه رماني داوه ( سه بار قسم به آن ماه که نورافشان است )
هيشتامه يلي توم ، به کس نه داوه ( هنوز عشق و ميل تو را به کس ديگر ندادم )
ريم به رده با بروم ، سه رعي و ديوانه ي توم ( مدهوش و ديوانه ي توام رهايم کن )
غه لتاني خوينه ، که و تووه له چي دا ( به خون غلطان در جاي خود افتاده دلم )
تا نه ي لي مه ده ، بر ژانگت لي دا (طعنه مزن دلم را ، خودت تير مژگان زده اي )
ريم به رده با بروم ، سه رعي و ديوانه ي توم ( مدهوش و ديوانه ي توام رهايم کن )
چاوت ئه ستيره ي شه وي ، هه لدي به ري بياني (چشمانت چون ستاره ي شبي است که در سپيده دم طلوع مي کند)
خو من مال ويراني توم ، بوچ به ده ردم نازاني (من که خانه خراب توام،چرا به دردم نمي رسي ؟)
ريم به رده با بروم ، سه رعي و ديوانه ي توم ( مدهوش و ديوانه ي توام رهايم کن )
دله که م ده ر بينه ، بروانه پيدا ( دلم را در بياور و نگاه کن )
بيجگه نه جوانيت ، هيچ نيه تيدا ( به غير از جمالت درون آن هيچ نيست )
ريم به رده با بروم ، سه رعي و ديوانه ي توم ( مدهوش و ديوانه ي توام رهايم کن )
سي جار به و مانگه ي ، خه رماني داوه ( سه بار قسم به آن ماه که نورافشان است )
هيشتامه يلي توم ، به کس نه داوه ( هنوز عشق و ميل تو را به کس ديگر ندادم )
ريم به رده با بروم ، سه رعي و ديوانه ي توم ( مدهوش و ديوانه ي توام رهايم کن )
سي جار به و مانگه ي ، خه رماني داوه ( سه بار قسم به آن ماه که نورافشان است )
هيشتامه يلي توم ، به کس نه داوه ( هنوز عشق و ميل تو را به کس ديگر ندادم )
ريم به رده با بروم ، سه رعي و ديوانه ي توم ( مدهوش و ديوانه ي توام رهايم کن )
چاوت ئه ستيره ي گه شه ، له و ئاسمانه به رينه (چشمانت ستاره ي درخشان در بهشت برين است )
سويندت ده دم به جوانيت ، ده س هه لگره له م قينه (سوگند به زيباييت ، دست از کينه بردار )
ريم به رده با بروم ، سه رعي و ديوانه ي توم ( مدهوش و ديوانه ي توام رهايم کن )