تبليغاتX
نیواک
 
 
۲ مرداد بود
روزی بود که غم ادبیات نو کشور را فرا گرفته بود و گویی شادی صدا و سیمای ایران را .
بامداد کوچه های ایران غروب کرده بود .
از شانس یا بدشانسی ( نمی دانم کدام ) در تهران بودم که این خبر را روزنامه هایی که بعدها دیگر جزو مطبوعات نبودند , پراکندند .
خواستیم تا پیکر شاملوی بزرگ را به مشایعت برخیزیم . حضرت پدر اجازت را به دایی گرامی که میزبانم بود سپردند و خود عازم تهران شدند . مدیر مسئول فرمود نه .
و اینبار یکی نه بسنده نبود .
 
دیدیم بامدادمان رفته . گفتیم به خواجه تفالی زده باشیم تا مدیران خانواده را هم مقبول افتد و هر چه افتاد تصمیم بر آن باشد .
نیتی کرده و دست به دامان حافظ شدیم :
ارغنون ساز فلك رهزن اهل هنر است
چون ازاين قصه نناليم وچرانخروشيم؟
حافظ اين حال عجب باكه توان گفت كه ما
بلبلانيم كه در موسم گل خاموشيم
دیگر شایسته ندیدیم درنگ را و خاموشی را .
چرا که بلبلان کشور ما نیز از این قصه ی حافظ عبرت گرفته و خاموشی پیشه نکردند .
رفتگان را اگر درنیافتیم زندگان را دریابیم:
 
 
و تبریک بگوییم یگانه پیشتاز آواز ایران را ٬ شجریان را . چرا که پس از امروز ٬ شست و ششمین بهار که چه بگویم ٬ شصت و ششمین تابستان زندگیش را نیز سپری خواهد کرد و خدا بخواهد تا دویستمین بهارش را با هم به نظاره بنشینیم .
 
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 0:11  توسط نگارین  | 

                                  kamkar

روابط عمومي دفتر امور موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، از صادر شدن مجوز كنسرت "كامكارها" در تالار وزارت كشور خبر داد.

محسن شريفي مدير روابط عمومي دفتر امور موسيقي روز سه‌شنبه گفت: كنسرت گروه "كامكارها" به مديريت مهدي لاهوتي و سرپرستي هوشنگ كامكار و خوانندگي بيژن كامكار وعدنان كريم صادر شده است و اين گروه 18 تا 20 آبان در سالن وزارت كشور به اجراي برنامه مي‌پردازند.

اين كنسرت توسط موسسه فرهنگي هنري نهاله رودكي برگزار مي‌شود. گروه "كامكارها" پيش از اين قرار بود تابستان در فضاي باز كاخ اين نياوران به اجراي برنامه بپردازند كه اين مسئله منتفي شد.

                                                                                                                       منبع : ایسنا

                                          

                                                

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 19:13  توسط نگارین  | 

دوستان عزیزم سلام

"امروز" کلمه ی مهمیه...همین" امروز"ی که امروز هزاربار تکرارش کردیم.هربار که پست تازه ای رو میذاریم به این که امروز میخواهیم این اهنگ رو گوش کنیم یا به این موضوع فکر کنیم، فکر میکنیم.برای دوستانی که با آنها در نت دنیای دوست داشتنی و کوچکی داریم.

تا از" امروز" دور نشدیم شعر کوتاه زیبایی از آنتوان دوسنت اگزوپری رو براتون مینویسم که دوباره باهم بخونیمش:

 

ای سپیده دم

ای خورشید

یاریم کن

که امروز را بسازم

امروز فقط امروز

برای ساختن دنیا

کافیست....

 

واما "امروز"

آهنگ شالی جان یکی از زیباترین ترانه های محلیه که من به شخصه شنیدم. یک ترانه ی مازندرانی که جناب "رامین انتظامی" تنظیمش کردند و خانم زنگنه به زیبایی هرچه تمامتر از عهده ی اجراش بر اومدن.

این ترانه آنقدر لطیف و زیباست که دلم نمیخواد با حرفهای کلیشه شده لذت شنیدنش رو از یاد ببریم.

                                         

 

در ضمن آقا کاوه و نگار عزیزم لطف کردند زحمت کشیدند و شعر زیبای این آهنگ رو ترجمه کردند که در ادامه میتونید بخونید...

 

شالی جان را دکف آفتاب در انه

شالی جان راه بیافت آفتاب داره در میاد

 

 تا ته سر ره دس بکشه نور ره پاشنه

تا سرتورا دست بکشد نورش را میپراکند

 

 نارنج دار سر من نويسمه

روی درخت نارنج مینویسم

 

بهار انه

 بهار میاد

 

مه یار انه

یارم میاد

 

شو به سر انه

شب به سر میاد

 

جنگل آ دشت کوه ا دریا

جنگل و دشت ، کوه و دریا

 

خوندنه آوازها مه یار جا

آوازها از یار من میخوانند...

 

دوری میرنه ، شو پر گیرنه

دوری میمیرد، شب پر میگیرد

 

مه یار دره انه.. با سرخ روجا 

یار من می آید با ستاره ی سرخ صبحگاهی

                                        

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 16:10  توسط   | 

 
 
نفس برآمد و کام از تو برنمی آید
 
آوازی از استاد محمدرضا شجریان به همراهی تار استاد حسین علیزاده , کمانچه ی کیهان کلهر و تنبک همایون که در فستیوال مراکش اجرا شد .
 
 
دانلود کنید :
                 فیلم آواز استاد شجریان
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 15:26  توسط   | 

به له نجه گیان به له نجه به له نجه که ی جاروبار
تو بوی به شیخی سه نعان من ئه بم به توبه کار
به له نجه گیان به له نجه به له نجه که ی جاروبار
باره سیو باری کردوه له شاره که ی هه له بجه

دلبه ر دل ئه ستانای جه من ، شه رت ئی دلستانی نیو
جه ورش مه ده ی ، ره نجیش مه که ر ، خو کافرستانی نیو
شه ر ته ن بکیشو دل جه فات ، بایادگار مانو جه لات
تو بوت نه دل ، خوفی خودات ، خو کافرستانی نیو

هه ی نونه مامی باخی دل ، به ی تو سیان به یداخی دل
سامه ر هه می ، په ی داخی دل ، خو کافرستانی نیو
هه ی ره ندی توحفه ی نازه نین ، خالت جه عه نبه ر گول جمین
سامه ر هه می ، ده ر په ی برین ، خو کافرستانی نیو
 
با تشکر از دوست عزیز(کاوه) که در نوشتن این تصنیف یاریمان کرد.
 
خوانندگان: عدنان کریم . مریم ابراهیم پور . قشنگ , هانا و صبا کامکار
نوازندگان :
سنتور : پشنگ , اردوان و سیاوش کامکار
کمانچه : اردشیر کامکار و شروین مهاجر
دف و رباب : بیژن کامکار
بربت , ویولن و تنظیم : ارسلان کامکار
تنبک : ارژنگ کامکار
سه تار : قشنگ کامکار
تار : ارژنگ سیفی زاده
سرپرست : هوشنگ کامکار
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 12:17  توسط نگارین  | 

سلام به همگی

آهنگ "اشک پدر" یکی دیگر از تصانیف قدیمی محمد رضا شجریان است که با وجود اینکه باز هم شرمنده ام که متاسفانه از نام اهنگسازش اطلاع ندارم، اما دلم نمی آید که آنرا با هم نشنویم!

بنابراین دل را به دریا زدم و پست امروز را همانطور که به دوستان قول داده بودم به این تصنیف اختصاص دادم. امیدوارم دوستان عزیزم باز به کمک بیایند و اگر اطلاعی از نام اهنگساز این اثر دارند به من هم بگویند.البته یواشکی میتوانم حدس و گمانهایی بزنم شاید ..شاید کار آقای فخرالدینی باشد ...امیدوارم به اشتراک گذاشتن این تصانیف و شنیدن مجدد آنها راهگشای کشف این اهنگسازان باشد.

اشک پدر را بشنوید

                                   

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 17:3  توسط   | 

مادر
این موجود گرامی
تا هستی و هست فدای توست
و آنگاه گه رفتی آفاق را به آه خود می سوزاند
حال چه بینوا چه پادشاه
در این میان اگر رادمرد باشی و عزیز
چه خواهد کرد و جه خواهند کرد
نامت را پایدار خواهند کرد
و راهت را پاسدار خواهند بود
 
این تصنیف موری یک مادر عزادار فرزند است که توسط خوانین ظالم و حکومت , به عنوان یاغی کشته شد .
در مازندران می توان از این قبیل , به هوژبر سلطون , رشیدخان سلطون , مشتی پلوِری و گِل آقا اشاره کرد که مادران و يا دوستانشان در غم از دست دادنشان از دلاوريهايشان قصه سرمي کنند و غصه مي خورند.
 
این تصنیف قدیمی , تنظیم استاد احمد محسن پور نوازنده ی روشن دل کمانچه ی مازندران است.
از استاد محسن پور آثار دیگری چون موسیقی مازندران ( تنظیم برای ارکستر:استاد محمدرضا درویشی) و اِفتاب تِه و ... از انتشارات ماهور به شکل نوار کاست و CD در دسترس علاقه مندان قرار گرفته.
 
دانلود کنید :
برای خواندن شعر این تصنیف بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 1:49  توسط   | 

سلام برهمراهان نیواک

امروز تصنیفی با صدای خانم سیمین غانم با هم بشنویم. از نام اهنگساز این اثر اطلاع دقیقی ندارم ...راستش به اهنگهای جناب استاد حسن یوسف زمانی میآید.

طره ی زلف را بشنوید

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 14:58  توسط   | 

اين هم موسيقي فيلم پدرخوانده اثر درخشان "فرانسيس فورد کاپولا" با بازيگري عالي "آل پاچينو" و "مارلون براندو".
اين فيلم در سه قسمت ساخته شد که موسيقي فيلم يک (محصول سال ۱۹۷۲) و فيلم دو (محصول ۱۹۷۴) توسط "نينو روتا"و"کارمين کاپولا" ساخته شد و قسمت سوم (محصول ۱۹۹۰) نيز به آهنگسازي "کارمين کاپولا" بوده .
دانلود کنید:
               ۱ - قسمت اول
               ۲ - قسمت دوم ( speak softly بی کلام ) بقیه قطعات رو در سایت گفتگوی هارمونیک ببینید
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 4:32  توسط   | 

دله که م ده ر بينه ، بروانه پيدا  ( دلم را در بياور و نگاه کن )

بيجگه نه جوانيت ، هيچ نيه تيدا ( به غير از جمالت درون آن هيچ نيست )

ريم به رده با بروم ، سه رعي و ديوانه ي توم ( مدهوش و ديوانه ي توام رهايم کن )

سي جار به و مانگه ي ، خه رماني داوه  ( سه بار قسم به آن ماه که نورافشان است )

هيشتامه يلي توم ، به کس نه داوه ( هنوز عشق و ميل تو را به کس ديگر ندادم )

ريم به رده با بروم ، سه رعي و ديوانه ي توم ( مدهوش و ديوانه ي توام رهايم کن )

 

غه لتاني خوينه ، که و تووه له چي دا  ( به خون غلطان در جاي خود افتاده دلم )

تا نه ي لي مه ده ، بر ژانگت لي دا (طعنه مزن دلم را ، خودت تير مژگان زده اي )

ريم به رده با بروم ، سه رعي و ديوانه ي توم ( مدهوش و ديوانه ي توام رهايم کن )

چاوت ئه ستيره ي شه وي ، هه لدي به ري بياني (چشمانت چون ستاره ي شبي است که در سپيده دم طلوع مي کند)

خو من مال ويراني توم ، بوچ به ده ردم نازاني (من که خانه خراب توام،چرا به دردم نمي رسي ؟)

ريم به رده با بروم ، سه رعي و ديوانه ي توم ( مدهوش و ديوانه ي توام رهايم کن )

 

دله که م ده ر بينه ، بروانه پيدا  ( دلم را در بياور و نگاه کن )

بيجگه نه جوانيت ، هيچ نيه تيدا ( به غير از جمالت درون آن هيچ نيست )

ريم به رده با بروم ، سه رعي و ديوانه ي توم ( مدهوش و ديوانه ي توام رهايم کن )

سي جار به و مانگه ي ، خه رماني داوه  ( سه بار قسم به آن ماه که نورافشان است )

هيشتامه يلي توم ، به کس نه داوه ( هنوز عشق و ميل تو را به کس ديگر ندادم )

ريم به رده با بروم ، سه رعي و ديوانه ي توم ( مدهوش و ديوانه ي توام رهايم کن )

 

سي جار به و مانگه ي ، خه رماني داوه  ( سه بار قسم به آن ماه که نورافشان است )

هيشتامه يلي توم ، به کس نه داوه ( هنوز عشق و ميل تو را به کس ديگر ندادم )

ريم به رده با بروم ، سه رعي و ديوانه ي توم ( مدهوش و ديوانه ي توام رهايم کن )

چاوت ئه ستيره ي گه شه ، له و ئاسمانه به رينه (چشمانت ستاره ي درخشان در بهشت برين است )

سويندت ده دم به جوانيت ، ده س هه لگره له م قينه (سوگند به زيباييت ، دست از کينه بردار )

ريم به رده با بروم ، سه رعي و ديوانه ي توم ( مدهوش و ديوانه ي توام رهايم کن )

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 0:7  توسط   |